«چادر مسافرتی» به کارگردانی فرزاد رنجبر روایتی از خانوادهای که به خاطر اختلافات فکری و اعتقادی، در آستانه فروپاشی قرار دارد. همزمان با آغاز جنگ، اعضای این خانواده تصمیم میگیرند با خرید یک چادر مسافرتی راهی سفری شوند، سفری که در ادامه، با رخدادهایی پیشبینیناپذیر همراه میشود و آنها را در موقعیتهای تازهای قرار میدهد.
«تراس» به کارگردانی محمد علیزادهفرد روایتگر داستان یک مستندساز است که در همسایگی خود با فردی مشکوک مواجه میشود و در مسیر کشف راز فعالیتهای او، با موقعیتی پیچیده و پرتعلیق روبهرو میشود.
«پاخونه» به کارگردانی رضا کشاورز داستان یک پسر شهرستانی را روایت میکند که پس از دو سال تلاش، موفق شده رضایت خانواده یک دختر تهرانی را برای ازدواج جلب کند اما آغاز جنگ شرایط را تغییر میدهد.
«تماس» که یکی از قسمتهای مجموعه نمایشی «سرو، سپید، سرخ» بهشمار میرود داستان یک تلاقی تلفنی اتفاقی است که رابطهای از گذشتههای دور را در میان زندگی امروز دو شخصیت اصلی داستان میکشد.
«نگران» به کارگردانی حسن حبیبزاده داستان دختری به نام «لیلا» است که با اندوه از دست دادن پدرش درگیر است، در حالی که همخانهاش رها قصد ترک شهر را دارد، تصمیم میگیرد بماند. پس از یک حمله هوایی شدید، لیلا دچار بحران عصبی شده و در بیمارستان بستری میشود، جایی که با شخصیتهایی مواجه میشود که هرکدام به نوعی درگیر پیامدهای جنگ هستند.
«شکار اجدادی» که یکی از قسمتهای مجموعه نمایشی «سرو، سپید، سرخ» بهشمار میرود، سوژه این فیلم با الهام از واقعیت، درباره موشکی است که توسط یکی از عشایر لرستان منهدم شده است.
«جانِ نفس» به کارگردانی بابک خواجهپاشا قصه خانوادهای است که در منطقهای کوهستانی و در نزدیکی یک ایست بازرسی، اقامتی ییلاقی دارند. در این اپیزود تعامل میان اعضای این خانواده و نیروهای مستقر در ایست بازرسی، به محور اصلی روایت تبدیل میشود و موقعیتهایی متفاوت و قابل تأمل را شکل میدهد.
«فریاد بیصدا» به کارگردانی مهدی شامحمدی داستان پسری ناشنوا را روایت میکند که در پی حمله به خانهاش، در میانه ویرانی و آشفتگی جنگ، از خانوادهاش جدا میشود و در بیخبری از سرنوشت آنها، با تجربهای تلخ از تنهایی و اضطراب روبهرو میشود تجربهای که او را در مسیری دشوار برای درک و مواجهه با واقعیتهای پیرامونش قرار میدهد.